حاج ملا هادي السبزواري

19

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى)

نمىيابد ! به راستى چرا ؟ آيا اين ، خسارتى عظيم نيست ؟ موضوع ، سوژهء عجيب و حيرت‌آورى به نظر مىرسد . پر محتوايى مورد بحث سيستم‌هاى تحقيقاتى غربيان ، وقتى در مجموع نوشته پخش مىشود ، تحقيقات‌شان را در هاله‌هائى از نوآورىهاى پر عمق و سازنده غوطه‌ور مىسازد كه حيرت نكردن از آفاق و گسترهءهاى آن ، بىانصافىهاى زيادى مىطلبد . به عنوان نمونه ، اشاره به آنچه « مينى » در آغاز بحثى با عنوان « زمينهء معرفت شناختى » نوشته ، خالى از فايده به نظر نمىرسد : جستجوى حقيقت ، هميشه بخشى عمده از تلاش عقلى بشر را به خود اختصاص داده است . به طور معمول ، اين جستجو ، بدون توجّه به گذشته پيش مىرود ، چون افرادى كه درگير آن هستند ، كما بيش آگاهانه ، از روش تثبيت شدهء عصر خويش تبعيّت مىكنند . ولى ، گاهى ، همين روش‌شناسى متعارف ، خود نيز مورد سؤال قرار مىگيرد . سپس ، جستجو براى حقيقت ، حالتى « درون نگر » به خود مىگيرد و از « علم » - يعنى تبيين جهان خارج - منفكّ مىشود و به بررسى ماهيّت خود تفكّر پيش مىرود . « 1 » بىشك ، كم نبوده‌اند از مشرق زمينيان ، كسانى كه اين گونه انديشيده و اى بسا به مطالبى عميق‌تر و اساسىتر از اين نويسنده و ساير نويسندگان غربى دست يافته‌اند ، ولى روشن نيست كه چرا در نگارش‌هاى شرقى ، بازتاب‌هاى نو - از اين دست واضح و بدون طول و تفصيل‌هاى فنّى - كم و كمتر ديده مىشود ! به راستى ، اشكال كار از كجاست ؟ بىترديد ، اين درست نيست كه روش‌هاى غربى را مطلق دانسته و منتهاى تلاش شرقيان را ، رسيدن به متد نگارش‌ها و تفكّرات غربى بدانيم . اين چنين تفكّرى ، با ده‌ها اصل اساسى ، تعارض مستقيم دارد ، ولى اين موضوع نبايد فراموش شود كه ما براى رسيدن به يك تحوّل تؤأم با پيشرفت ملموس و جدّى در پويا سازى سيستم تحقيقات‌مان ، نياز به « ساختار شكنى » و « تغيير شالوده » داريم كه تا به صورت كامل

--> ( 1 ) - همان / 25 .